۱۳۸۷ آبان ۱۴, سه‌شنبه

کردان به تاریخ پیوست اما...

کردان به تاریخ پیوست اما بوی زهم رأی اعتماد دیروز را حتی عطر استیضاح امروز و نطق های آتشین استیضاح کنندگان خوشبو نکرد. اصولگرایان خود بهتر از هرکس می دانند که کردان و کردانیان در بستر هم کیشان خود رشد و نمو کرده اند. آنهایی که امروز در مجلس دلیرانه سینهء خود را سپر کرده بودند تا اصولگرایانه کاستی های یک وزیر را افشا کنند، خود می دانند که آنچه امروز گفتند سالها می دانستند و می دانند که بلای امروز حاصل مصلحت اندیشی دیروز است.
عواقب به وزارت رسیدن کسی چون کردان در اصولگرا ترین دولت اسلامی بسیار بیش از آن است که تلاش عاجزانهء امروز مجلسیان در پاک کردن دامان خود از آنچه که امروز "کردان گیت" می نامند، به این زودیها مثمر ثمر گردد.
چند ماه دیگر، فصل برداشت آن چیزی است که اصولگراترین دولت اسلامی در این مرز و بوم کاشته.

۱۳۸۷ آبان ۱۳, دوشنبه

سرهای فرو رفته در برف "مدعی العموم"

چندین سال پیش یکی از روزنامه های اصلاح طلب مطلبی را از قول پورنجاتی(نماینده وقت مجلس) نوشت که با تکذیب وی روبرو شد. پورنجاتی در تکذیبیهء خود تأکید کرد که قصد شکایت از این روزنامه را ندارد، اما با وجود این تأکید، دادگاه با شکایت مدعی العموم! و به اتهام چاپ مصاحبهء جعلی این روزنامه را توقیف کرد.
این واقعه یکی از صدها نمایش دلیرانهء مدعی العموم در ایران است که در طی دوران اصلاحات به بهانهء استیفاء حقوق مردم، حقوق اصولگرایان را از مردم ستانده است. همین مدعی العموم که از چاپ یک مصاحبهء نادرست در یک روزنامهء اصلاح طلب نمی گذرد، همان که چاپ یک مقاله در یک نشریهء دانشجویی در بی نام و نشان ترین دانشگاه دور افتاده ترین شهر ایران را به دقت زیر نظر دارد، در برابر پروندهء عجیب و غریب کردان سکوتی اختیار کرده که انگار نه می بیند و نه می شنود.
انگار نه انگار که این آقا یک پروندهء مفتوح ازالهء بکارت دارد، انگار نه انگار که این آقا یک مدرک دکترا جعل کرده، انگار نه انگار که ایشان بدون داشتن یک لیسانس در دانشگاه تدریس کرده و انگار نه انگار که ایشان سالها با همان مدرک جعلی حقوق دریافت کرده، پست گرفته و اینک وزیر شده و انگار نه انگار که ایشان به نمایندگان رشوه داده.
نه اینکه مدعی العموم اینها را نمی بیند، خوب هم می بیند، اما شرح وظایف مدعی العموم ستاندن حقوق اصولگرایان است نه چیز دیگر.
اگر این آقای کردان به جای اصولگرا بودن، اصلاح طلب بود، که دیگر سر مدعی العموم همچون کبک در برف نبود، بلکه ایشان دستبند در دست و تحت بازجویی های برادران به خطاهای دوران کودکی خود هم اعتراف کرده بود و فیلم اعترافاتش در رابطه با ارتباطش با موساد و سیا هم آماده بود و حتی وکیلش هم اجازهء ملاقات نداشت. اما او اصلاح طلب نیست. او اصولگرا است و هنوز هم وزیر و نور چشم رئیس جمهور و فردا می رود تا در برابر نمایندگان اصولگرای مجلس از خود دفاع کند.
کسی چه می داند، شاید باز هم وزیر بماند...

۱۳۸۷ آبان ۱۲, یکشنبه

تنها ترین وزیر

تنها 3 ماه پس از تصدی وزارت کشور، رسوایی های پیاپی (از پروندهء اخلاقی گرفته تا جعل مدرک و شایعهء رشوه به نمایندگان مجلس) از عوضعلی کردان چهره ای ساخت ماندگار با هزاران علامت سوال در برابر او، رئیس کابینه، انتخاب گرانش و نظامی با این همه داعیه که چگونه چنین فردی 30 سال در سمت های کلان کار کرده و به اینجا رسیده است و اگر نبود داستان یک نصفیه حساب درون جناحی، شاید این راز برای ابد مکتوم می ماند که کم نیستند کردانها....
امروز محمود احمدی نژاد در جملات در هم و برهمی که ناشی از بی خوابی شبهای متمادی بود و به سختی میشد از آن جملات معنا داری استخراج کرد، اعلام کرد که «به جلسهء استیضاح غیر قانونی! کردان نخواهد آمد.»
وی بهتر از هر کس دیگر می داند که زمان بازگشتنش به مجلس بسیار نزدیک است و در روزهایی نه چندان دور و پس از برکناری کردان، باید خود را برای گرفتن رأی اعتماد برای کابینه آمادهء عزیمت به مجلس کند.
شاید معنادار ترین جملهء احمدی نژاد آنجا بود که برای کردان از فعل ماضی استفاده کردو گفت: «کردان مظلوم واقع شد».
کردان امروز تبدیل به ناامیدترین وزیری گشته که حتی رئیسش امیدی به ماندن وی ندارد. او با پاهایی لرزان به جنگ استیضاحی می رود که شاید این بار هیچ نماینده ای حاضر به دوش کشیدن ننگ دفاع از وی نگردد.
داستان اهدای چکهای 5 میلیون تومانی به نمایندگان مجلس تیر خلاصی بود که کردان بر پیشانی خویش شلیک کرد. دیگر نه از حمایت های احمدی نژاد خبری هست و نه از دو دستگی اصولگرایان.
اصولگرایانی که ناامید و گرفتار آمده در این بازی 2 سر باخت، با استیضاح کردان سعی در ترمیم شخصیت خدشه دار گشتهء خود دارند و خود بهتر از هر کسی می دانند که در فاصلهء چند ماه به انتخاب ریاست جمهوری کشاندن دولت اصولگرا به مجلس اصولگرا از برای رأی مجدد به کابینهء وی چه معنایی دارد؟
امروز اصولگرایان از برای بقای فردای خود وزیری را به مسلخ میبرند.
کردان! تو مردی.

ماجرای کیف انگلیسی و هدیه های احمدی نژادی

چندین سال پیش سریالی از سیمای جمهوری اسلامی پخش گردید به نام "کیف انگلیسی". سریالی که مهمترین پیامش این بود که در رژیم گذشته غیر از مرحوم مدرس پای هیچ نمایندهء آزادیخواه و مستقلی به مجلس نرسید. سریالی که در آن نشان داده شد که چگونه نمایندگان مجلس در روز تصویب قرارداد نفت بین ایران و انگلیس با یک کیف پر از پول، اهدایی از طرف سفارت انگلستان، با تصویب این قرارداد دین خود را به اربابان انگلیسی خود ادا کردند.
هر چند که امروز نه انگلستان خبری هست و نه از آن رژیم سلطنتی اما پخش مجدد این سریال در واپسین روزهای مجلس ششم، طعنهء آشکار اصولگرایان حاکم در صدا و سیما به اصلاح طلبانی بود که ایستادگی مجلسیان را در برابر یکدست شدن حاکمیت، سند وابستگی شان به عوامل خارجی قلمداد می کردند.
و امروز، پس از گذشت 5 سال از پایان عمر مجلس اصلاحات، داستان کردان و مدارک جعلی و شاهکارهای روزافزونش، اصولگرایان را در کلافی سر در گم گرفتار کرده که شاید در این بزنگاه تاریخی پخش 3 بارهء این سریال خالی از لطف نباشد.
داستانی که با ادعای داشتن مدرک دکترا برای وزیری آغاز گشت که حتی مدرک لیسانس او هم زیر سوال است و در ادامه حمایتهای عجیب و غریب رئیس دولت از وی، راه اندازی وبسایت حمایت از کردان، تماسهای مکرر افراد به ظاهر ناشناس با نمایندگان مجلس برای باز پس گیری امضای استیضاح و در نهایت شاهکار اهدای 5 میلیون تومان به نمایندگان از طرف وزارت کشور (به بهانهء کمک به مساجد). مجموعهء این عوامل این استیضاح را به مهمترین استیضاح پس از انقلاب -پس از استیضاح بنی صدر- تبدیل کرد.
اگر ماجرای کیف انگلیسی برگ سیاهی از پروندهء تاریخ معاصرمان بدانیم، باید گفت که تاریخ در شرف تکرار است. امروز کیف انگلیسی جای خود را به قطعه چکی داده است که هر چند شاید این بار بوی لندن نمی دهد اما بوی عطر کسی به مشام می رسد که هالهء نور بر سر دارد و ماجراجویی هایش را پایانی نیست.